موضوعات
آخرین مطالب پيوندها
نويسندگان
گنجینه ی ادب پارسی
پسری گیر داده بود،مدام
که پدر جزوه و کتاب بخر
بفرستم کلاس رایانه
تا که با علم و دانش و تحصیل
وقت کنکور ،انتخاب کنم
در همین اصفهان قبول شوم
پدرش شب کلافه و خسته
دست و صورت نشسته،سیگاری
سپس آهی کشید و سرجنباند
از چه هی بی خودی برای خودت
دست ارباب معرفت کوتاه
می شود آن که بی سواد تر است
علم تاریخ و طب و جغرافی
فرضاً اصلاً چه کار دارم من
یا به من چه که پنگوئن بالفرض
جای حفظ مساحت سبلان
گر ببینی مبلغان سواد
خود حافظ مگر نمی برده
تازه آن هم به این بهانه که هند
فکر نان کن که خربزه آب است
نسیم عرب امیری برگرفته از وبلاگ گزاف نظرات شما عزیزان: دو شنبه 19 فروردين 1392برچسب:, :: 11:50 :: نويسنده : بهمن خسروجردی
![]() ![]() |